حادثه-ناتاشا ترِتِوِی

هر سال ماجرا را روایت می‌کنیم که چطور از پنجره‌ها با کرکره‌های بسته نگاه می‌کردیم گرچه واقعا اتفاقی نیفتاد و چمن‌های سوخته حالا باز سبز شده‌اند. ما از پنجره‌ها با کرکره‌های بسته نگاه می‌کردیم به صلیبی که مثل درخت کریسمس بند شده بود و چمن‌های سوخته هنوز سبز بودند. سپس اتاق‌هایمان را تاریک کردیم، فانوس … Continue reading حادثه-ناتاشا ترِتِوِی