جیمز جویس-خورخه لوییس بورخس

در یک روزِ تکینِ انسان روزهای زمان حاضرند: از آن روز باورنکردنیِ نخستین، که در آن خداوندی مخوف روزها و عذاب‌ها را از پیش مقدر ساخت، تا آن روز دیگری که رودِ همه‌جایی زمانِ زمینیْ به سرچشمه‌اش، که ابدیت است، باز می‌گردد و فرو می‌نشیند در اکنون، در آتی، در گذشته، آنچه که اکنون از آن من است.

در میان سپیده‌دم و شامگاهْ تاریخ جهان است: از شبْ پیشِ پاهایم گام‌های یهودیان را می‌بینم، کارتاژِ روفته، جهنم و بهشت را.

پروردگارا! شور و شجاعتم ده تا به قله‌ی این روز صعود کنم.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s