محدوده‌های قدرت

توضیح مترجم: پس از قضایای رسوایی تجاوزهای جنسی تهیه‌کننده هالیوودی و آنچه در توییتر پیرامون آن رخ داد بر آن شدم تا تاملاتم بر این ماجراها را به نوشتار بکشم. بعد از آنکه نسخه ۳۰ اکتبر نیویورکر به دستم رسید تصمیم گرفتم به جای نوشتن، این مطلب از «جیا تولنتینو» را ترجمه کنم:

در سال ۲۰۱۵، در هتلی در نیویورک، تهیه‌کننده‌ی سینما هاروی واینستین با تاکید خواستار این شد که یک مدل ایتالیایی به نام آمبرا باتیلانا گوتیرز به اتاق وی برود. گوتیرز [به این خواسته] اعتراض کرد. روز قبل از این ماجرا واینستین او را به گونه‌ای تهاجمی لمس کرده بود. وقتی گوتیرز برگشت متوجه شد که واینستین بی‌سیم پلیس نیویورک را همراه دارد. واینستین بی‌صبرانه به او گفته بود: «داری آبروریزی می‌کنی.» آبروی مردانی که به کرات زنان را تحقیر می‌کنند به راحتی می‌رود. وقتی هدف‌شان کوچکترین بارقه‌ای از انسان‌بودن به نمایش می‌گذارد، برای این دست مردان توهینی گیج‌کننده و غیرمجاز شمرده می‌شود.

از بعد از اینکه -ابتدا در نیویورک تایمز و سپس در مقاله‌ای به قلم رونان فارو برای نیویورکر-نهایتا آشکار شد که واینستین، به واسطه‌ی مصالحه و تهدیدهای قانونی، ده‌ها فقره اتهام آزار و تعدی جنسی را پشت سر گذاشته استْ بیش از پنجاه زن او را متهم به چنین رفتارهایی کرده‌اند. در مقاله‌ی فارو سه نفر او را متهم به تجاوز کرده‌اند. (واینستین سورفتار را پذیرفته ولی اتهاماتِ رابطه‌ی جنسی بدون اجازه را رد کرده است.) حالا تولیدکننده‌ی زمانی خدشه‌ناپذیر از شرکتش اخراج شده و تیم مشاورین قضایی عالی‌رتبه‌اش نیز رهایش کرده‌اند. آکادمی علوم و هنرهای سینما عضویت وی را لغو کرده است. پلیس نیویورک شروع به تحقیق [پیرامون اتهامات‌اش] کرده و زنان یکی پس از دیگری پا پیش می‌گذارند. گلوریا آلرد(۱)، وکیلی که یکی از شاکیان واینستین را نمایندگی می‌کند، اخیرا در مورد «سیل» تماس‌هایی که با او گرفته می‌شود و زنانی که بعضا از میان اشک با او صحبت می‌کنندْ خبر داد. باز هم آبروی واینستین رفته است؛ این‌بار قابل درک است.

طی سالیان دراز -یا طی قرن‌ها- انقیاد اقتصادی، جسمی و فرهنگی زنانْ همواره مسکوت مانده است. به نظر می‌رسد که این اواخر صداهایی می‌شنویم. آنچه قبلا در پس زمینه رخ می‌داد حالا روی صحنه قابل رویت است؛ حالا همه چیز به داستانی شده که قهرمان‌هایش عوض می‌شوند. زنان، طی چند سال اخیر، بیل کازبی(۲)، راجر ایلز(۳)، بیل او رایلی(۴) و دونالد ترامپ را متهم به سورفتار جنسیِ ممتد کرده‌اند. به مدد ظهور فمنیسم رایج، این زنان، به میزانی بسیار متفاوت با گذشته، مورد حمایت رسانه و افکار عمومی قرار گرفته‌اند. در عین حال، واپس‌زنی سیاسی نیز محدودیت‌های سختی بر این حمایت اعمال می‌کند. شهرت کازبی از بین رفت؛ ایلز و او رایلی از فاکس اخراج شدند؛ ترامپ رییس‌جمهور شد. شفافیتِ رو به رشد در مورد قدرت مردانه همواره منجر به پیشرفت نمی‌شود. برای زنان، لب گشودن پیرامون آزار جنسی به شکل حیرت‌آوری شدنی، ناگهان اجباری و در عین حال به صورتی غیرعادی مایوس کننده شده است.

ما باید به آنچه این پیشرفت را غیرعادی می‌سازد توجه کنیم: تمام مزاحمین با عواقبش روبرو نمی‌شوند و تمام زنان نیز موفق به کسب حمایت نمی‌شوند. کماکان مردان بیش از اینکه سنجه‌ی اخلاق شناخته شوند به عنوان سنجه‌ی ثبات درنظر می‌آیند. واینستینِ لیبرال، کازبیِ اخلاق‌مدار‌ و مردانِ ارج نهنده بر خانواده در فاکس نیوز تا حدی به دلیل ریاکاری مورد عتاب قرار گرفتند. مردانی که هرگز وانمود نکردند که زنان را برابر با مردان یا لایق احترام می‌شمارندْ می‌توانند به راحتی به راه خود ادامه دهند. به همین دلیل است که یک ماه قبل از انتخابات سال ۲۰۱۶ نوارهای «اکسس هالیوود» تاثیری بر نامزدی ترامپ نداشتند. «کس قاپی»(۵) با تصویری که از نامزد انتخابات ریاست جمهوری موجود بود در تنافر قرار نداشت: نامزدی که در صحنه‌ی مناظرات برای رقیب مونث‌اش کمین می‌کرد و ،به نقلی، در مورد زنان گفته بود: «باید مثل گه باهاشون رفتار کنید.» مشاور سابق ترامپ یعنی استیو بنن نیز، که در سال ۱۹۹۶ متهم به آزارجنسی همسرش شده بود، دچار مشکل خاصی نشد. بعید است کسی که جذب سیاست اقتدارورزانه‌ی بنن می‌شودْ او را به خاطر گرفتن گردن همسرش و کشیدن وی به درون اتومبیل سرزنش کند. (بعدها اعلام شد که این پرونده وارد نیست.)

راه‌حل‌های دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشند: پس از اینکه ترامپ کسانی که به وی اتهام می‌زدند را دروغگو خواندْ یکی از آنها ،سامر زروس(۶): شرکت‌کننده‌ی سابق «اپرنتیس»، به کمک آلرد از او به اتهام افترا شکایت کرد.در بخشی از این پرونده، وکلای زروس کمپین تبلیغاتی ترامپ را به دلیل اسناد فراوان پیرامون نحوه‌ی برخورد وی با زنان به دادگاه فراخواندند. اما در آمریکا هنوز حوزه‌های انتخاباتی زیادی وجود دارند که علاقه‌ای به پرسشگری از مردان پیرامون آزار جنسی ندارند. همچنین زنان فراوانی -همچون فقرا، کوییرها و زنان بدون مدارک- هستند که نمی‌توانند روی حمایتی که فمنیسم رایج برای حامیان پولدارتر و سفیدپوست‌ترش فراهم کرده حسابی باز کنند و یا قربانی‌شدن‌شان جایی در رسانه‌ها ندارد.

با این حال، نیاز و امکان حمایت میان زنان [ما را] فرامی‌خواند. در هفته‌های گذشته، زنان تجربه‌های آزار و تعدی جنسی‌شان را با #MeToo به اشتراک گذاشتند. شاید ما به داستان‌های هولناک این زنان گوش بسپاریم و اعتراض کنیم. از طرفی از خود می‌پرسیم: «ما دقیقا به چه کسانی یادآور می‌شویم که با زنان به عنوان درجه دو رفتار می‌شود؟» در عین حال، پیشرفت‌های نمادین عمدتا شکست‌های حقیقی را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهند. دستاوردهای فرهنگی فمنیسم رایج در حالی بودند که مردانِ عرصه‌ی سیاست در اقصی‌نقاط آمریکا حقوقِ زادآوری زنان را به وضعیت سابق برمی‌گرداندند. سیل همبستگی مفرط با گرفتاری‌های روزمره‌ی زنان درست اندکی بعد از آن بود که وزارت آموزش خط و ربط‌های تصویب شده در دوران اوباما در مورد تحقیق و تفحص پیرامون آزارهای جنسی در دانشگاه‌ها را باطل کرد و کنگره اجازه داد تا لایحه‌ی بیمه‌ی سلامت کودکان منقضی شود. روز سوم اکتبر، مجلس نمایندگان پس از بیست هفته منعی برای سقط جنین تصویب کرد و میچ مک‌کانل، رهبر اکثریت سنا، اعلام کرد که تمام سناتورهای جمهوری‌خواه با این منع موافقند.

شنیده‌شدنْ گونه‌ای از قدرت و آزاد بودنْ گونه‌ای دیگر از آنست. ما سخنِ زنان را آنقدر نادیده انگاشته‌ایم که حالا ممکن است خودمان در این خطر بیفتیم که آنرا به سربار بدل کنیم. اکنون سخن فقط پرچمی‌ست که نبرد را مشخص می‌کند. دستاوردهای زنان محدود به کسانی‌ست که می‌توانند مطالبه‌شان کنند. پیروزی‌های فردی و داستان‌های #MeToo احتمالا به دردِ حلقه‌هایی می‌خورند که بدون هیچ کنش خاصی حامیِ برابری جنسی هستند اما هنوز هیچ تهدیدی برای معافیتِ ساختاریِ مردانِ قدرتمند از مجازات به شمار نمی‌روند.

در سال ۲۰۱۴، پس از مرگ مایکل براون در فرگوسن-میزوری، جنبش رو به رشد Black Lives Matter باعث شد که مسئله خشونت پلیس در مقابل سیاه‌پوستان، که برای بخشی از آمریکایی‌ها بسیار مشهود بود، برای کسانی که تا قبل از آن مجبور نشده بودند به آن بپردازندْ به مسئله بدل شود. اما کشور به طور کلی حول خطوطی قابل پیش‌بینی چنددسته شد و میزان پیشرفت در این مسئله بعد از سه سال به سختی قابل مشاهده است. یک طرف زیر بار مسئولیتِ اخلاقی، انرژیِ سرشار و خالص است. طرف دیگر مشغول انکار و بازسازی سنگرهایش است. در این میان مردم فراوانی هستند که ترجیح می‌دهند ما در مورد این قضایا حرف نزنیم. این دست مشکلات همواره به نقطه‌ی اجتناب‌ناپذیری می‌رسند. بهره‌کشیِ قدرت با استحکامِ بهره‌کشی توسط ما پایان نمی‌پذیرد. چالشِ اصیلِ سلسله‌مراتبِ قدرت باید از کسانی آغاز شود که صاحب آنند.

۱) Gloria Allred۲) Bill Cosby: استندآپ کمدین۳) Roger Ailes: مدیر سابق فاکس نیوز۴) Bill O’Riley: مجری سابق فاکس نیوز۵) pussy-grabbing ۶) Summer Zervos

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s