بازی‌های جنگ

توضیح مترجم: این نوشته باید بسیار زودتر از این منتشر می‌شد اما دریغ از کاهلی. هیچ ربطی هم به کمبود وقت ندارد. این مطلب به قلم دانیل اسمیت از نیویورکر شماره پنج دسامبر برگرفته شده است:

صبح فردای انتخابات ریاست جمهوری، واشنگتن‌پست خبر از «وحشتی ملموس» در میان چهره‌های امنیتی آمریکا داد. این چهره‌ها شامل تعداد بسیار زیادی می‌شوند: ده‌ها هزار نفر که در هفده شرکت امنیتی فعالیت می‌کنند. در میان ادعاهای فراوان حرف‌های ترامپ در خلال کمپین مبنی بر اینکه «از آنها استفاده نمی‌کنم چون تصمیمات خیلی بدی گرفتند.»، مردود دانستن نتیجه‌گیری دبیرکل امنیت ملی و وزارت امنیت داخلی مبنی بر اینکه کرملین مرتکب جاسوسی سایبری شده بود و دلاوری او در مورد گسترش تسلیحات هسته‌ای وزنه‌ی بیشتری داشتند. یکی از افسران امنیتی می‌گفت «تمام کسانی که با انها حرف زده‌ام رو به جنون‌اند. کسی نمی‌داند چه قرارست رخ دهد. وضعیت کاملا نامعین است.»
افسر مذکور شنبه‌ی بعد از انتخابات یک جعبه قهوه و هژده دونات خرید و چهار همکارش را به منزلش در آرلینگتون، ویرجینیا دعوت کرد. هدف از این دورهمی -که از هفته‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود- این بود که افراد یک روز را به بازی استراتژیک «متفقین و متحدین» -که در آن رهبران جهان [بازیکنان] به دنبال تسلط نظامی بر سایرین هستند- سپری کنند. بعد از اعلام نتایج قرار بود که قرار به روز دیگری موکول شود. به هر حال بازی نقش‌آفرینی مللِ درگیر جنگ در مقابل اتفاق روز هشتم نوامبر هیچ جذابیتی نداشت. اما نهایتا قرار بر این شد که نیاز به این دارند که کمی افکارشان را منحرف کنند. ظرف ساعت ۱۰:۳۰ همگی از راه رسیده بودند و دونات‌هایشان را نیز انتخاب کرده بودند. (به غیر از کسی که نقش ایتالیا را برعهده داشت که باید در مهمانی زاده شدن فرزندش حضور می‌یافت.) ظرف ساعت ۱۱ نقشه‌ها تقسیم شده و مهره‌های پلاستیکی چیده شده بودند. ساعت ۱۱:۳۰ آپارتمان در آتش جنگ می‌سوخت. هیتلر نیروهایش را از ولفشانزه، دژی مستحکم در اعماق جنگلی در شمال لهستان هدایت می‌کرد. ماموران امنیتی -پنج مرد میانسال که کاملا محافظه‌کارانه لباس پوشیده بودند- نیروهایشان را از اتاق پذیرایی‌ای پر از پوسترهای فیلم‌های وینتیج که پنجره‌اش به سمت یک فروشگاه بورریتو باز می‌شد هدایت می‌کردند. میز تاشویی که آنها دورش نشسته بودند از یکی از عمده‌ترین ادارات امنیتی آمریکا به دست آمده بود. افسری که انگلستان را بازی می‌کرد و کمی نیز سرماخورده بود گفت «نگران نباشید! ما حرفه‌ای هستیم. قبل از اینکه کسی بفهمد برش می‌گردانیم.» و دونات بوستون کرم‌اش را با چند جرعه ویسکی پایین داد.
چند ساعت ابتدایی سکوتی سنگین حکم‌فرما بود. کسی حرفی از سیاست معاصر نمی‌زد. روی صفحه‌ی بازی آلمان و شوروی در اروپای شرقی آماده‌ی نبرد می‌شدند. ناوهای بریتانیا برای پیاده‌کردن محاصره آماده می‌شدند. ارتش ژاپن به تهدید شبه قاره مشغول بود. (بازیکنی که ژاپن را بازی می‌کرد شب گذشته تمام مدت روی کاناپه مشغول چک کردن توییترش بود.)
بر اساس قوانین بازی، بازیکنی که ایالات متحده را بازی می‌کرد تا دور سوم از حمله کردن منع شده بود. بنابراین فرصت پیدا کرد تا ناوها و بمب‌افکن‌ها را جمع کند تا نوبتش فرا برسد و سپس نیروهایش را به سمت غرب چرخاند.
در همین حوالی ایتالیا سر رسید و گفت «پس اینطور؟ انزواطلبی آمریکایی و بعد قدرت گرفتن نیروهای مخالف و سپس جنگ.»
کمی طول کشید تا سایرین بفهمند او در مورد واقعیت سیاسی جدید حرف می‌زند. بریتانیا گفت: «بجز اینکه رقبای سیاسی امروز چین و روسیه هستند.» آمریکا ادامه داد «با این تفاوت که سربازان ارتش‌هایشان دیگر دهقانان گرسنه نیستند.» ایتالیا ادامه داد: «و همه هم سلاح اتمی دارند.» بازی ادامه یافت.
آمریکا جزایر کارولاین را در اختیار گرفت. فرانسه سقوط کرد. ویسکی دست به دست و جو کمی تعدیل شد. شوروی همانطور که دستانش را با شلوارش خشک می‌کرد از دستشویی بیرون آمد: «فوق‌العاده است. بازگشت به آینده: قسمت دوم عملا به حقیقت پیوسته است. کابز مسابقات ورلد سیریز را برده‌اند. بیف تنن رئیس جمهور شده و خیلی زود دوباره ۱۹۸۵ می‌شود.»
ساعت ۴:۰۶ تلفن ژاپن صدای دینگی خورد. هیلاری کلینتون مقصر شکستش در انتخابات را جیمز کامی، رئیس اف.بی.آی معرفی کرده بود. سکوت سنگینی جاری شد. «جامعه از خود محافظت می‌کند.» آلمان گفت «انگار کسی از او نخواست که برای ایمیل‌هایش یک سرور خصوصی در نظر بگیرد.» ایتالیا گفت «خداوندا! [کامی] فقط کارش را انجام می‌داد.» ایالات متحده گفت: «این تنها انتخاباتی‌ست که در آن روس‌ها می‌توانند متهم به دخالت به نفع یکی از طرفین شوند. طرف دیگر متهم به بی‌احتیاطی پیرامون اطلاعات طبقه‌بندی شده و مردم که باید هر دو غلط را درست می‌کردند خود تبدیل به بدِ ماجرا شدند.»
نزدیک غروب، خستگی جنگ بر همگان چیره شده بود. انگلستان دست از فرمان کشید و به خانه برگشت تا سرماخوردگی‌اش بهتر شود. ایالات متحده گفت: «پیگرد جنگ جهانی دوم پنج سال طول کشید. این بازی هرگز تمام نمی‌شود.» آلمان گفت: «پنج سال. به اندازه‌ی ریاست جمهوری ترامپ و یک سال بیشتر!» ایتالیا گفت: «نگرانم که مبادا پس زده شویم. چین و روسیه فرصت فراوانی خواهند داشت.» چین گفت: «بله!» روی صفحه‌ی بازی ارتش شوروی برلین را محاصره کرد. ماموران تماس گرفتند و سفارش پیتزا دادند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s