چند هایکو از آلن گینزبرگ

‏یک سال دیگر

‏گذشت-جهان

‏تغییری نکرده است

———

‏میز تحریر قدیمی‌ام

‏اولین چیزی که در خانه

‏جستجو کردم.

‬⁩———

‏نخستین دفترچه‌ام

‏اولین چیزی که

‏در میز تحریر قدیمی‌ام یافتم.

‏⁧‫‬⁩———

‏روح مادرم

‏اولین چیزی که در اتاق پذیرایی

‏یافتم.

‏⁧‫‬⁩———

‏از پس شانه‌ام نگاه می‌کنم

‏پشت سرم پوشیده،

‏از شکوفه‌های گیلاس.

‏⁧‫‬⁩———

‏دیگر اصلاح نمی‌کنم

‏اما چشمانی که به من وق می‌زدند

‏در آینه باقی مانده‌اند.

‏⁧‫‬⁩———

‏به پهلو دراز

‏در خلا

‏نفسم در دماغم.

‏⁧‫‬⁩———

‏اسم گلها را

‏نمی‌دانستم-حالا

‏باغچه‌ام پژمرده.

‏⁧‫‬⁩———

‏هایکوخوانان،

‏غمناک‌ام.

‏مشتاق بی‌نامان‌ام.

‏⁧‫‬⁩———

‏قورباغه‌ای شناور

‏در خمره‌ی داروخانه:

‏باران تابستانی روی پیاده‌رو.

‏⁧‫‬⁩———‏⁧‫

‬⁩نوشیدن چای‌م

بدون شکر.

فرقی نمی‌کند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s